تو را انتخاب کردم

 

تو را انتخاب کردم,

تا هر دو مان پايان دهيم,

تنهائي را ...

...

ديگري را انتخاب کردي,

تا هر سه مان آغاز کنيم

تنهائي را...




کاش بر تنها ترين تکيه گاه من
آويخته بودي
طوفان
سرما
و
او...
بي رحمانه تو را از من گرفتند
بايد با تو قسمت مي کردم
تنها ترين پناهم را
که امروز تنها نبودم




من آهنگ غريب روزگارم. غمي بي انتها در سينه دارم.

تمام هستي ام يک قلب پاکست.

که آن را زير پايت مي گذارم.





اي ساکن شهرخيال من !

بيا...

بيا تا ازگرماي نفسهايت

هيکل سرد تنهاييم

آب شود ....!





هيچکس با من نيست ! ...
مانده ام تا به چه انديشه کنم
مانده ام در قفس تنهايي
در قفس ميخوانم
چه غريبانه شبي ست
شب تنهايي من ...





حالا ديگر
نه از حادثه خبري هست
و نه از اعجاز آن چشم هاي آشنا

.
.
.

از دلتنگي ها هم که بگذريم
تنهايي
تنها اتفاق اين روزهاي من است..

می خـوام از تـو بنویسـم  

 

می خـوام از تـو بنویسـم  ای تـو بهـتـرین تـرانــه
ای بـرای فصــل پــرواز  تـو قــشنگتـرین بهـانــه

می خـوام از تو بنویســـم  تـو که معنـی طلــوعـی
واســه عاشــقانه خــوندن  مثـل نقطــۀ شـــروعـی

می خوام از نگات بخونم  که واسه من خود دریاس
گم شدن تو عشق چشمات  واسه قلب من یه رؤیاس

می خوام از دلت بخـونم  که قشنگتـر از ستــاره اس
زنـدگیــم فـــدای اون دل  مــردنم بـا یـه اشــاره اس

می نویسـم و می خــونم  تـا نفـــس تــو ســـینه دارم

به امیــد لحظــه ای کـه  سر رو شـونه هات بـذارم

کاش اولین روز دبستان بازگردد

کاش اولین روز دبستان بازگردد

 کودکی ها شاد وخندان بازگرد
 

 

 

 

بازگرد ای خاطرات کودکی

برسوار اسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند 

یادگاران کهن ماناترند

 

درسهای سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

درس پند اموز روباه وخروس

روبه مکارو دزد وچاپلوس

 

روز مهمانی کوکب خانم است

 سفره پر از بوی نان  گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود

 فیل نادانی برایش موش بود

باوجود سوزو سرمای شدید

ریز علی پیراهن از تن می درید

 

تا درون نیمکت جا می شدیم

ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود

برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

همکلاسی های درد ورنج وکار

بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد

کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

 جمع بودن بود وتفریقی نبود

کاش میشد باز کوچک می شدیم

لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد ان آموزگار ساده پوش

یاد آن گچها که بودش روی دوش

 ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد این مشقها را خط بزن

 

 

منبع: http://rira1985.blogfa.com

 

 

Let's try always to keep this thought in mind

 

این می تونه یه لکچر مفیدم برای شما باشه

همواره در ذهن داشته باشيد كه:

Let's try always to keep this thought in mind:

 

اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند

Things are to be used,People are to be loved.

 

مراقب افكارتان باشيد   كه تبديل به گفتارتان ميشوند

Watch your thoughts; they become words.

 

مراقب گفتارتان باشيد كه تبديل به رفتار تان مي شود

Watch your words; they become actions.

 

مراقب رفتار تان باشيدكه تبديل به عادت مي شود

Watch your actions; they become habits.

 

مراقب عادات خود باشيدشخصيت شما مي شود

Watch your habits; they become character

 

چراغ دل

گفته بودی قدمم لرزان است

قلبم از معنی عشق عریان است

لب من با خنده

و دلم با شادی

با همه بیگانه است

ودر این وادی پر جوش و خروش

زورق تن به میان امواج

خسته بی رمق و حیران است

ولی ای دوست فراموش مکن

در میان همه خسته دلان

در فرا سوی وجود من وتو

یک چراغ روشن

هم چو اتشکده ای پا برجا

می تراود نوری

به دل خسته ما

این چراغ روشن رهنمای من و توست

رهنمایی که به تاریکی شب می تازد

 

 

منبع : http://www.eshgheasemanimanoto.blogfa.com

 

دوستت دارم

 

روزی

     ساعتی

         می خواستم بگویم که دوستت دارم

                        اما اینک فریاد میزنم "عزیزم دوستت دارم......."

 روزی

       ساعتی

           می خواستم بگویم عاشقت هستم

                اما ای امید جان!در ان لحظه ذهن من از فواره ها بالاتر

                                                                       از زندگی پر بارتر

                                                                                    وازامید سرشاربود

    حس می کردم که از نگاهم رازم را خوانده باشی

                        اما اینک بدون تو تنهایی را با تمام ابعادش حس می کنم

وقطره قطره عشقم را با تمام وجودم

                                    در یک کلمه می گنجانم و می گویم:

عزیزم !بدون تو خودم را تنها بی کس می بینم.