خنده

 

خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من ....

ور نه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت ....

عشق..............؟

 

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد

                         و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس

                          سند عشق به امضا شدنش می ارزد

گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم

                         کوشش رود به دریا شدنش می ارزد

کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوز 

                           حتم دارد که به احیا شدنش می ارزد

با دو دست تو فرو ریختن دم به دمم

                           به همان لحظه برپا شدنش می ارزد

دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد 

                             نگهش دار! به موسی شدنش می ارزد

سالها گرچه که در پیله بماند غزلم

                              صبر این کرم به زیبا شدنش می ارزد

 

 

اعتراف

 

تا نهان سازم از تو بار دگر

راز اين خاطر پريشان را

مي كشم بر نگاه ناز آلود

نرم و سنگين حجاب مژگان را

 

دل گرفتار خواهش جانسوز

از خدا راه چاره مي جويم

پارساوار در برابر تو

سخن از زهد و توبه مي گويم

 

آه ... هرگز گمان مبر كه دلم

با زبانم رفيق و همراهست

هر چه گفتم دروغ بود، دروغ

كي ترا گفتم آنچه دلخواهست

 

تو برايم ترانه مي خواني

سخنت جذبه اي نهان دارد

گوئيا خوابم و ترانه تو

از جهاني دگر نشان دارد

 

شايد اينرا شنيده اي كه زنان

در دل «آري» و «نه» به لب دارند

ضعف خود را عيان نمي سازند

رازدار و خموش و مكارند

 

آه، من هم زنم، زني كه دلش

در هواي تو مي زند پر و بال

دوستت دارم اي خيال لطيف

دوستت دارم اي اميد محال

کاش سرنوشت جور دیگر می نوشت.......اون وقت شاید میشد بهم برسیم

ماه- مارتیک

ماه در میاد که چــی بشه ؟
میخواد عزیز کـــی بشـه؟
ماه در میاد چیکـار کنه ؟
باز آسمون رو تار کنه؟

 
نمی دونه تــــــو هستـــی
به جای اون نشستـــی
نمی دونه تو مــاهی!
تو که رفیق راهی

 
عجب حکایتــــــــی شده
فکر تو عادتـــــی شده
که از ســرم نمیـــره
که از سرم نمیره


عجب روایتی شده
عشقت عبادتی شده
خدا ازم نگیره
خدا ازم نگیره
ماه در میاد که چی بشه
میخواد عزیـــــــــز کی بشه
ماه در میاد چیکـــــــار کنـــــــه
بـــــاز آسمون رو تـــــــــــــــار کنه


نمی دونه تو هستی
بجای اون نشستـــــــی
نمی دونه تو ماهـــــــــی
تو کــــه رفیق راهـــــــــــــی

 
یه ماه می خواستم که دارم
ای ماه شام تـــــــــــــــارم
تویـــــــــی رفیق راه من
ای غنچـــه ی بهــارم
 

 

وقتي يه بار از عشقت ضربه مي خوري

 

وقتي يه بار از عشقت ضربه مي خوري

 

درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت زده و داغونت کرده

 

ولي وقتي مي بخشيش

 

درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه

 

تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده 

 

 

زن از دیدگاه دکتر شریعتی...

 

زن عشق میکارد و کینه درو میکند...

 

او می زاید و تو برایش نام انتخاب میکنی..

 

او درد میکشد و تو نگران از اینکه بچه

 

دختر نباشد...او بی خوابی میکشد و

 

 تو خواب حوریان بهشتی میبینی...

 

او مادر میشود و همه جا می پرسند

 

نام پدر؟؟؟؟؟

اجازه هست؟؟

 

اجازه هست که قلبمو برات چراغونی کنم؟


پیش نگاه عاشقت چشمامو قربونی کنم


اجازه می دی تا ابد سر بزارم رو شونه هات؟


روزی هزار و صد دفه بگم که می میرم برات


اجازه می دی که بگم حرف ترانه هام تویی؟


دلیل زنده بودنم درد بهانه ها تویی؟


اجازه می دی به همه بگم که تو مال منی؟


ستارتم اینو می گه که تو تو اقبال منی؟


اجازه هست تا ته مرگ منتظر تو بشینم؟


تو رویاهای صورتیم خودم رو با تو ببینم؟


اجازه هست جار بزنم بگم چقدر دوست دارم؟


بگم می خوام بخاطرت سر به بیابون بزارم؟


اجازه هست برای تو از ته دل دیوونه شم؟


اجازه می دی که بگم همین روزا میای پیشم؟

 

فقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر

 

نکاتی بسیار قابل تامل درباره

 

فقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر





فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛



فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو  تجربه  نکرده باشه و تو هر سال محرم حسینیهراه بندازی؛



فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسروسطیش رو از حفظ باشیاما ماجرای مبارزات بابک خرم دین رو ندونی؛



 فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکیو خیام چیزی جز اسم ندونی اما   ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنیاسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه،  وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنیو بهش بگی خوششششگلهههه؛

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چندتا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به  شمارش نداشته باشی؛

 فقراینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛



فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله خریدن مسواک هات کمتر باشه؛

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخریاما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا  فایل پی دی اف ش رو مجانی گیربیاری؛

فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالابره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی  عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر ازترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده  باشی؛



فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی وقوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛

فقر اینه که به زنت بگی کار نکن ما که احتیاج مالی نداریم؛

فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی میخوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه  از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس موردعلاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام ازغذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو  کمک بگیری؛



فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی های تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛



فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛



 فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن کردن و وچت موزیک گوش دادن نداشته باشی؛



فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت باشه؛

 

آزموني جالب براي تعيين تيپ شخصيت شما

 انواع و اقسام پرسشنامه‌هاي شخصيتي معتبر وجود دارند که مي‌توانند ته‌وتوي شخصيت شما را بريزند روي کاغذ و شما را در شناخت بهتر خودتان ياري دهند. اما جالبي پرسشنامه‌ي زير به اين است که علاوه بر رو کردن برخي ويژگي‌هاي شخصيتي‌ شما، مي‌تواند پيش‌بيني کند که آيا شما مستعد بيماري‌هاي قلبي هستيد يا نه! چرا؟ اول تست را بزنيد؛ تا بعد!
 

کافي است در مقابل هر يک از 25 عبارتي که در زير مي‌خوانيد، موافقت يا مخالفت خودتان را با «بله/خير» مشخص کنيد. تا جايي که مي‌توانيد، از «نمي‌دانم» اجتناب کنيد. ناسلامتي شما مي‌خواهيد شخصيت خودتان را بشناسيد!
 


 

1. آيا در مکالمات روزمره‌ي خود روي برخي کلمات تاکيد مي‌کنيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

2. آيا سريع غذا مي‌خوريد و سريع حرف مي‌زنيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

3. به نظر شما بايد به کودکان آموزش داد تا هميشه بهترين باشند؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

4. آيا وقتي کسي کند و آهسته کار مي‌کند، بي‌حوصلگي نشان مي‌دهيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

5. آيا وقتي ديگران حرف مي‌زنند، آنها را وادار به تند حرف زدن مي‌کنيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

6.آيا وقتي احساس مي‌کنيد محدود شده‌ايد يا بايد در رستوران، منتظر خالي‌شدن ميز باشيد، از فرط عصبانيت ديوانه مي‌شويد
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

7. آيا وقتي کسي براي شما حرف مي‌زند، همچنان افکار شخصي خودتان را دنبال مي‌کنيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

8. آيا سعي مي‌کنيد در حال اصلاح صورت يا آرايش، صبحانه هم بخوريد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

9. آيا اتفاق مي‌افتد که در تعطيلات نوروزي يا تابستاني کار کنيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

10. آيا هميشه مباحث مربوط به موضوعات مورد علاقه‌ي خودتان را دنبال مي‌کنيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

11. آيا اگر وقت‌گذراني کنيد، خودتان را گنهکار مي‌دانيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

12. آيا آن قدر مشغول کار هستيد که متوجه اطراف خودتان يا مثلا متوجه تغيير دکوراسيون خانه نمي‌شويد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

13. آيا با ماديات بيشتر از مسايل اجتماعي درگير هستيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

14. آيا سعي مي‌کنيد فعاليت‌هاي خود را در کمترين زمان برنامه‌ريزي کنيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

15. آيا هميشه به‌موقع سر قرار حاضر مي‌شويد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

16. آيا اتفاق افتاده است که براي بيان نظر خودتان مشت گره کنيد يا مشت بزنيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

17. آيا موفقيت‌هاي خود را به توانايي سريع کار کردنتان نسبت مي‌دهيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

18. آيا احساس مي‌کنيد کارها بايد همين حالا و خيلي سريع انجام گيرد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

19. آيا براي انجام‌دادن کارهاي خود، هميشه سعي مي‌کنيد ابزارهايي را به کار ببريد که بيشترين بازده را دارند؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

20. آيا هنگام بازي، آن‌چه برايتان بيش از هر چير ديگري اهميت دارد، اين است که برنده بازي باشيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

21. آيا معمولا حرف ديگران قطع مي‌کنيد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
 

22. آيا وقتي ديگران تاخير مي‌کنند، عصباني مي‌شويد؟
 

 بلي           خير              نمي‌دانم
 

23. آيا پس از غذا خوردن بلافاصله از سر ميز يا از سر سفره بلند مي‌شويد؟
 

 بلي           خير              نمي‌دانم
 

24. آيا هميشه احساس مي‌کنيد عجله داريد؟
 

بلي           خير              نمي‌دانم
25. آيا از عملکرد فعلي خود ناراضي هستيد؟
 بلي           خير              نمي‌دانم
تفسير آزمون
 

حالا با توجه به جدول ذيل نوع شخصيت خود را پيدا کنيد.
 

 

تعداد بله
 


 

تيپ شخصيتي
 


 

ويژگي‌هاي اخلاقي
 


 

نکته
 


 

بيشتر از 20
 


 

A
 


 

خيلي مبارزه‌جو، رقابت‌طلب، بي‌حوصله، پرخاشگر، خصومت‌جو، تحمل نداريد ديگري کار شما را انجام دهد، حاضر به مشاوره نيستيد
 


 

مستعد بيماري قلبي و عروقي
 


 

کمتر از 5
 


 

B
 


 

آرام، آسان‌گير، کيفيت زندگي براي شما مهم‌تر از کميت آن است
 


 

در معرض بيماري قلبي نيستيد
 


 

20-13
 


 

متمايل به تيپ A
 


 


 


 

13-5
 


 

متمايل به تيپ B
 


 


 


 


  
اين را هم درگوشي از ما داشته باشيد که اگر شما مثل آدم‌هاي تيپ A فکر مي‌کنيد اما مثل افراد تيپ B رفتار مي‌کنيد، روان‌شناسان به شما مي‌گويند تيپC . يعني اين‌که شما دوست داريد مثل تيپ A رفتار کنيد اما حرص مي‌خوريد و به قول معروف، مي‌ريزيد توي خودتان. شما مستعد بيماري سرطانيد. پس بهتر است شما هم سري به يک روان‌شناس بزنيد.

 

تقدیم به او که با هر نفس , عشقم به او زياد ميشود

 

روزي كه تورا ديدم با خود گفتم كه يگانه ي خويش را يافتي پس ديوانه وار عاشقش باش ، عزيز بدارش و تا سرحد مرگ دوستش داشته باش ..... يادم هست آن هنگام كه عاشقت شدم باخود پيمان بستم كه ديگر در نگاه هيچ كسي كه تمناي مهر و توجه دارد ، نگاهي نكنم ، پيمان بستم كه تنها نگاه عاشقم را وقف چشمان زيبا و سيماي دلرُباي تو كنم تا فردا روزي پشيمان نباشم ... پشيمان نباشم كه چرا آنگونه كه لايقش بودي دوستت نداشتم ، پشيمان نباشم كه چرا عشقم را ابراز نكردم ، عمل نكردم به آنچه مي گويم تا اثباتي باشد بر حرفهاي عاشقانه ام ...
واينك نيز ، همچنان ، بر عهد خود وفادارم و پيماني دوباره مي بندم كه خورشيد نگاهم بر هيچ افق ديگري جز وجود تو طلوع نكند و بر هيچ كس جز تونتابد ... عشقم را در سينه پنهان و قلبم را از هركس مخفي خواهم كرد تا دور از چشمانت كسي آندو را از من نگيرد . و اينك بر بُلنداي قله ي عشق و صداقت نام تورا فرياد مي كنم ،
اميدوارانه نامت را مي خوانم و اميدوارم كه مرور زمان ذره اي از عشقت در من نكاهد و گذر ثانيه ها ،افزاينده ي مهر و محبتم به تو باشد . مي خواستم زيباترين كلام را به ياري بگيرم ، تا صميمانه ترين عشق ها را تقديمت كنم ، ذهنم ياري نكرد . پنداشتم كه ساده نوشتن چون ساده زيستن زيباست ،
پس ساده و بي تكلف مي گويم : دوستت دارم

مطالب ارسال شده از طرف دوستان

یه دوست این نوشته رو فرستاده ولی خواسته اسمش روننویسم

 

 

-آنچه میخواهیم نیستیم و آنچه هستیم نمیخواهیم ٬ آنچه دوست داریم نداریم و آنچه داریم دوست نداریم ٬ و عجیب است هنوز امیدوار به فردائی روشن هستیم . . .

 

-در نظر بازی ما بی خبران حیرانند...من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی...عشق داند که در این دایره سرگردانند جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست...ماه و خورشید همین اینه میکردانند

 

 

-تاکه بودیم نبودیم کسی/کشت ماراغم بی هم نفسی/تاکه رفتیم همگان یار شدند/تاکه خفتیم همه بیدارشدند/قدرآئینه بدانیدکه هست/نه در آن وقت که افتادشکست...

 

 

-تواناترین مترجم کسی است که سکوت دیگران راترجمه کند,شایدسکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد...

 

 

-قطعه گمشده ای ازپرپرواز کم است...یازده بارشمردیم ویکی بازکم است...این همه آب که جاریست نه اقیانوس است...عرق شرم زمین است که سرباز کم است... اللهم عجل لولیک الفرج دعام کنید

 

 

-امشب از دوری تو دلتنگم و غم انگیزترین آهنگم امشب از غصه و غم لبریزم آه ای عشق مگر من سنگم برگی از شاخه جدا در پاییز خشک و بی حوصله و کمرنگم بی تو دهگده ای خاموشم دور افتاده ترین آهنگم حر ف ناگفته زیاد است ولی حیف در قافیه ها می لنگم

 

 

-مثل فرانسوی:کسی که به امید شانس زنده باشد سالها قبل مرده است

 

 

-دزدی جامه ای را از کسی ربود و ان را به بازار برد تا بفروشد. در بازار جامه را از او دزدیدند و او دست خالی و ناامید نزد دوستانش بازگشت .گفتند:خب بگو جامه را چند فروختی؟گفت:به همان بهایی که خریدم

 

 

-خداوند به داود عليه السلام وحى فرستاد كه : اى داود! هرگاه ، از بنده مؤ من من گناهى سرزند و سپس از آن توبه نمايد، و چون به يادش آيد از من شرمگين گردد، من او را بيامرزم . و آن گناه را از خاطر فرشتگان محو مى نمايم . و به نيكى و ثواب بدل مى كنم ، و پروايى ندارم ، و من مهربانترين مهربانانم

 

 

-حضرت اميرمؤ منان على عليه السلام فرمود: خداوند به حضرت داود عليه السلام وحى فرستاد كه : اى داود! تو چيزى طلب مى كنى و من هم و آنچه خواسته من است ، مى شود. پس اگر تسليم خواسته من شوى آنچه را كه تو طلبيده اى ، به تو ارزانى خواهم كرد. و اگر تسليم خواسته من نشوى تو را در رسيدن به آنچه كه خواسته اى به رنج و تعب مى اندازم و سپس آن مى شود كه من خواسته ام

 

 

-قشنگترین نگاهم را برایت کنار گذاشتم تا بدانی با تمام وجود دوستت دارم ....

 

 

-خدایا به من زیستی عطاکن که در لحظه ی مرگ بربی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت مخورم ومردنی عطاکن که بربیهودگی اش سوگوارنباشم. (شریعتی)

 

 

-وقتی دارم فکر میکنم که داری فکر میکنی که من به کی فکر میکنم دوست دارم که فکر کنی که دارم به تو فکر میکنم......

 

-یادت باشه که همیشه ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است......

 

 

-اندیشیدن به اینکه دیگر نمی خواهم به تو بیاندیشم همچنان اندیشیدن به توست پس بگذار بکوشم نیاندیشم که نمی خواهم به تو بیاندیشم

 

 

-و هر انسانی که متولد میشود نشان دهنده این است که خدا هنوز از انسان ناامید نشده است .......

 

 

-شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند...... عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند. .... دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند ....... و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست.. ...

 

 

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم...

گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم...

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم...

وقت پرپر شدنش سازو نوایی نکنیم...

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند...

طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

  

دل ما

 

هوای بوسه نداریم چون هوس ناکان .....

دل ما به نگاهی زدور خرسند است......

جملات زیبا از دکتر شریعتی

 
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال.بنگر چگونه می افتی؟زنده بودن حرکتی است افقی از گهواره تا گور.و زندگی کردن حرکتی عمودی است به سوی او.انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت .بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته.

*******************************************************************

انسان نمیتواند به آسمان نیندیشد!

چگونه میتواند؟!!مگر انسانهائی که بی چرا/به چریدن مشغولند و سر به زمین فرو برده اند و پوزه در خاک دارند و غرق در آب و علفند.اینها که گوسفندان دو پایند

********************************************************************

در نهان به آنانی دل میبندیم که دوستمان دارند و در آشکارا از آنانیکه دوستمان دارند غافلیم.شاید این است دلیل تنهائیمان.

********************************************************************

ملیت یک احساس است/یک عینیت مادی نیست مثل رفاقت و هم کیشی/اگر ما احساس نکنیم ملیت وجود نخواهد داشت"من وقتی کسی را هموطن خود میدانم که احساس هموطنی در من و او زنده باشد و به میزانی که قویتر میشود این پیوند هموطنی بیشتر میشود"و هر گاه به این احساسهای انسانی حمله شود بیشتر قوی میگردد.بنابراین خودآگاهی ملی ملیت را به وجود می آوردنه روابط اقتصادی/جغرافیائی و سیاسی/و ما به میزانی که خودآگاهی ملی داریم ملیتمان رشد دارد

********************************************************************

اگر باطل را نمیتوان ساقط کرد میتوان رسوا ساخت.اگر حق را نمیتوان استقرار بخشید میتوان اثبات کرد/طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.

********************************************************************

آنان که تن به هر ذلتی میدهند تا  زنده بمانند/مرده های خاموش و پلید تاریخند.

استاد شهید دکتر علی شریعتی

به او بگویید

 
به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد


باز هم ثانيه ها اسم تورا جار زدن و دقايق همه امشب به تو تکرار زدن وسکوتي که دراين عقربها ميچرخيد نکند در دل تو اسم مرا دار زدن