کبوتر با کبوتر باز با باز . . . . . گرفت مادر زنم ناگه مرا گاز




یکی از بزرگان اهل تمیز . . .... . . از ترس زنش رفت زیر میز




شنیدم از نیک مردی فقیر . . . . . که موشی پرید توی ظرف پنیر




بنی آدم اعضای یکدیگرند . . . . . سرِ یک قران پول به هم می پرند




اگر داری تو عقل و دانش و هوش . . . . . برو دیپلم بگیر فالوده بفروش




تو کز محنت دیگران بی غمی . . . . . بخور جای من جان من شلغمی




تو نیکی می کن و در دجله انداز . . . . . خودم شیرجه میرم درش میارم




هرچه از دوست می رسد نیکوست . . . . . آب شلغم بهتر از آب کدوست




میازار موری که دانه کش است . . ..... . . که شلوار زیرش بدون کش است




سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز . . . . . مرده آنست که مشتش بزنی جم نخورد




میازار موری که دانه کش است . . . ... . که جدش در آمریکا هفت تیر کش است




یارب آن دلبر شیرین که سپردی به منش . . . . . از بس که ننر بود سپردم به ننش !




دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند . . . . . سر هفت مرد کچل را فر شش ماهه زدند